|
فقط خدا |
گفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ درخانه اگر كس است، يك حرف بس است بارها گفته ام و بار دگر مى گويم: «كسى كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظى ندارد؛ مى داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ مى داند كه آنچه را كه مى داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمى داند، بايد احتياط كند.» [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
يكى از علماى بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را كه در اطاق آقا خوابيده بود صدا زد و گفت : برخيز و چند ركعت نماز شب بخوان . پسر پاسخ داد: چشم . آقا مشغول نماز شد و چند ركعت نماز خواند. ولى آقازاده برنخاست . مجدداً آقا او را صدا زد كه : پسرم ، پا شو چند ركعت نماز بخوان . باز پسر گفت : چشم . آقا مشغول نماز شد ولى ديد فرزندش از رختخواب برنمى خيزد، براى بار سوّم او را صدا زد. پسر گفت : ادامه مطلب [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
ما مهمان خدا هستيم ؛ در سفره او هستيم ، مى بيند ما را، مى داند ما چه كار مى كنيم ، مى داند كه ما خيال داريم چه كنيم ؛ بهتر از ما مى داند خيالات ما را. ما يك چيزهايى را خيال مى كنيم و خيال مى كنيم اين خيالات ما واقعيّت پيدا مى كند، و آن خيالات واقعيّت پيدا نمى كند، [و] خدا مى داند بر عكس است ؛ آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا مى كند، واقعيّت پيدا نمى كند، و آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا نمى كند، واقعيت پيدا مى كند، تا اين مقدار مطّلع است !
خدا كه مطّلع است ، معلوم [است ]، ملائكه اش ، رُسُلش ، همه جا در راست ، چپ ، اين طرف آن طرف ، همه جا هستند. [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: بعضى از خوانندگان عزیز مى گویند امروز ایرادى در میان مادّى ها مطرح است که ما پاسخ کامل آن را نمى دانیم; لطفاً در این باره توضیح کافى دهید و آن این که: «ممکن است ما قبول کنیم که نظام آفرینش این جهان در پیدایش خود نیازمند به مبدئى که داراى علم و قدرت است بوده، ولى بقا و ادامه وجود این نظام نیازى به آن مبدأ ندارد; زیرا هنگامى که سازنده این جهان آن را با نظام خاصّ علّت و معلول بطور حساب شده اى آفرید این وضع به خودى خود ادامه مى یابد - خواه او باشد خواه نباشد - همان طور که ممکن است یک ساعت دقیق، سال ها کار کند و سازنده اصلى آن وجود نداشته باشد، یا یک موشک فضا پیما سال ها در فضا به پیشروى خود ادامه دهد و اخبارى به ما مخابره کند در حالى که سازندگان آن از میان رفته باشند». ادامه مطلب [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: یکى از دلایل یگانگى خدا این است که وجود دو مبدأ در جهان خلقت موجب فساد در زمین و آسمان است و اگر دو خدا بر جهان حکومت کند، موجب اختلال در دستگاه آفرینش مى گردد. اوّلا: چرا تعدّد خدا، موجب فساد در جهان آفرینش مى گردد؟ ثانیاً: چه مانع دارد که دو آفریننده در ساختن جهان با هم تشریک مساعى نموده و اقدام به کار کنند؟ ادامه مطلب [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: ما زرتشتیان را ملامت مى کنیم که دو گانه پرست هستند، آیا عقیده ما به وجود شیطان که منشأ گمراهى ها و شرور است، یک نوع دو گانه پرستى نیست؟ همچنین ما مسیحیان را سرزنش مى کنیم که سه گانه پرستند آیا عقیده ما به «پیامبر» و «جبرئیل» در برابر «خداوند» یک نوع سه گانه پرستى محسوب نمى شود؟ ادامه مطلب [ چهارشنبه 1390/06/02 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: بسیارى از افراد مخصوصاً طبقه جوان از یکدیگر سؤال مى کنند، راز آفرینش انسان چیست و هدف از خلقت او چه بوده است؟ تو گویى این پرسش در زوایاى روان اکثریّت این نسل لانه گزیده و آنها را براى حل و گشودن راز آفرینش انسان تحریک مى کند و در پیش خود مى گویند: خدایى که غنى و بى نیاز، نامحدود و نامتناهى است و به چیزى حتّى آفریدن موجودى نیاز ندارد، چرا انسان را آفریده و چه نیازى به خلقت او داشت؟ اگر گفته شود که در خلقت انسان هدفى در نظر گرفته نشده است، در این صورت باید گفت که آفرینش او لغو و بى هدف بوده است و ساحت پاک آفریدگار جهان از این نسبت پیراسته مى باشد و اگر تصوّر شود که خداوند او را براى هدف و مقصدى آفریده است، لازمه این سخن این است که آفریدگار جهان براى رفع نیازى دست به آفرینش او زده است در صورتى که خداوند از هر نوع احتیاج و نیاز مبّرا و منزّه مى باشد! ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/06/01 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: در کتاب هاى عقاید مى خوانیم که یکى از صفات خداوند، بصیر و سمیع (بینا و شنوا) بودن اوست; اکنون این سؤال پیش مى آید که چگونه مى توان خدا را با این دو صفت توصیف نمود در صورتى که حقیقت بینایى، جز این نیست که تصویر اشیا از راه مردمک و عدسى چشم، روى پرده «شبکیّه» منعکس گردد و اعصاب بینایى آن را به مغز مخابره کند و همچنین واقعیّت شنوایى این است که امواج صوتى، به گوش که داراى پرده و استخوان ها و اعصاب مخصوصى است برسد و از آن جا به مغز مخابره گردد، در این صورت چگونه مى توان خدا را با این دو صفت توصیف کرد، در صورتى که او پیراسته از این موضوعات است؟
ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/06/01 ] [ ] [ ]
[ ]
هرگاه با تقدیرهاى الهى آشنا شویم، خواهیم دید که در صفحه هستى عامل و محرّکى به نام قضا و قدر که خارج از محیط زندگى و اراده فاعل باشد، نیست; مقصود از تقدیرهاى خداوند همان سنّت هاى قطعى است که بر ما و جهان حکومت مى کنند و تأثیر این سنّت ها در خوشبختى و بدبختى مردم - به اصطلاح در نیک فرجامى و بد فرجامى شخص - قطعى و تخلّف ناپذیر است و ما در انتخاب هر سنّتى از این سنن مختار و آزاد مى باشیم; براى توضیح این مطلب به مثال هاى زیر توجّه کنید: 1- تقدیر الهى درباره ملّتى که تن به تنبلى و بیکارى در دهند و با یکدیگر به اختلاف و نزاع برخیزند و نیروهاى خداداد را در مسیرهاى غلط به هدر دهند و از وضع زمان و محیط خود آگاهى نداشته باشند و با فرو رفتن در منافع شخصى از حال همنوعان خود بى خبر بمانند، آن است که دیر یا زود از هم متلاشى گردند. ادامه مطلب [ شنبه 1390/05/29 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: جاى گفتگو نیست که خدا بر همه چیز قادر و تواناست و جمله «اِنَّ اللهَ عَلى کُلِّ شَىء قَدیر; خداوند بر همه چیز قادر و تواناست» نقش خاطر هر فرد خدا پرست مى باشد، با این حال موضوعاتى به فکر مى رسد که خرد باور نمى کند که خداوند بر آفریدن آنها قادر و توانا باشد; در این صورت چگونه ما به قدرت گسترده وى اعتراف کنیم و او را بر خلقت همه چیز قادر و توانا بدانیم؟ اینک چند نمونه: 1- آیا خدا مى تواند موجودى مانند خود بسازد؟ اگر بتواند در این صورت وجود شریک براى خداوند محال نخواهد بود و اگر نتواند، در این فرض بر همه چیز قادر نخواهد بود. 2- آیا خداوند مى تواند جهان عظیم هستى را مثلا در تخم مرغى (به طورى که نه جهان کوچک گردد و نه مساحت تخم مرغ بزرگ شود) جاى دهد؟ اگر بگویید نمى تواند، چگونه او را بر همه چیز قادر مى دانید و اگر بگویید مى تواند، عقل و خرد سالم هرگز باور نمى کند که این جهان هستى با تمام کهکشان ها و سحابى ها در یک موجود بسیار کوچکى جاى گیرند. 3- آیا خدا مى تواند موجودى را خلق کند که نتواند آن را نابود سازد و یا حرکت دهد؟ هر دو صورت مانند قبلى ها خالى از محذور و اشکال نیست، زیرا هرگاه بگوییم نمى تواند، پس چگونه او را بر همه چیز قادر مى دانیم و هرگاه بگوییم مى تواند، باز عموم قدرت او را انکار کرده ایم; زیرا هرگاه خدا قادر بر آفریدن جسمى باشد که نتواند آن را نابود سازد و یا حرکت دهد، چگونه او بر همه چیز قادر است در صورتى که نمى تواند جسمى را که آفریده، حرکت دهد و یا نابود سازد؟ برچسبها: فقط خدا, آيا خداوند ميتواند مانند خود را بسازد, توكل, tavakkool, خدا ادامه مطلب [ شنبه 1390/05/29 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال: شما در بحث «خداشناسى» درباره علم خدا مى گویید: «خداوند به تمام حوادث آینده و گذشته و حال، بطور یکسان داناست و هیچ موضوعى از علم او پنهان نیست و علم او نسبت به همه این حوادث «علم حضورى» است، یعنى تمام حوادث و پدیده ها در پیشگاه او حضور دارند و میان او و حوادث گذشته و آینده و حال، مطلقاً حجابى وجود ندارد». این سخن نسبت به حوادث گذشته و حال قابل قبول است، ولى نسبت به حوادث آینده مشکل به نظر مى رسد; زیرا چیزى که هنوز واقع نشده و وجود پیدا نکرده، چگونه مى تواند در پیشگاه خداوند حاضر باشد؟ ادامه مطلب [ شنبه 1390/05/29 ] [ ] [ ]
[ ]
راهى از برون
با يك نگاه ساده به جهانى كه در آن زندگى مى كنيم به اين حقيقت مى رسيم كه جهان هستى درهم و برهم نيست، بلكه تمام پديده ها بر خط سير معينى در حركتند و دستگاه هاى جهان همچون لشكر انبوهى هستند كه به واحدهاى منظم تقسيم شده و به سوى مقصد معينى در حركتند. نكات ذيل مى تواند هر ابهامى را در اين زمينه برطرف سازد: ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
گفتيم آنها كه به زبان خدا را انكار مى كنند، در اعماق روحشان ايمان به خدا وجود دارد.
شك نيست كه پيروزى ها و موفّقيّت ها - مخصوصاً براى افراد كم ظرفيت - ايجاد غرور مى كند و همين غرور سرچشمه فراموشى مى شود; تا آنجا كه گاهى انسان فطريات خود را نيز به دست فراموشى مى سپارد. امّا هنگامى كه طوفان حوادث، زندگى او را درهم مى كوبد و تندباد مشكلات از هر سو به او حملهور مى شود، پرده هاى غرور و خودخواهى از جلو چشم او كنار مى رود و فطرت توحيد و خداشناسى آشكار مى گردد. ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
سؤال
در درس گذشته به اين جا رسيديم كه ما هميشه صداى توحيد و خداپرستى را از درون جان خود مى شنويم و مخصوصاً در مشكلات و گرفتارى ها، اين آهنگ رساتر و قوى تر مى شود; و ما بى اختيار به ياد خدا مى افتيم و از قدرت بى پايان و لطف و محبّت او يارى مى جوييم. در اين جا ممكن است، اين سؤال پيش آيد كه اين نداى درونى كه نام آن را نداى فطرت مى گذاريم ممكن است نتيجه تبليغاتى باشد كه در محيط اجتماع و در مكتب و مدرسه و از پدر و مادر شنيده ايم و اين يك نوع عادت براى ما شده است.
ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
درباره خداشناسى از دورترين زمان تا امروز كتاب ها نوشته شده و بحث ها
و گفتوگوهاى فراوانى در ميان دانشمندان و غير دانشمندان بوده است.
هر كدام براى پى بردن به اين حقيقت راهى را انتخاب كرده اند; امّا از همه راه ها، بهترين راهى كه مى تواند ما را به زودى به اين مبدأ بزرگ جهان هستى نزديك سازد دو راه است:
1- راهى از درون (نزديك ترين راه) 2- راهى از برون (روشن ترين راه) ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
1- خداشناسى و پيشرفت علوم
فكر كنيد دوستى از سفر آمده و كتابى به عنوان ارمغان براى شما آورده است و مى گويد كتابى است بسيار عالى زيرا نويسنده آن دانشمندى است فوق العاده فهميده، پراطّلاع، دقيق و ماهر و در رشته خود نابغه و به تمام معنى استاد است. حتماً شما اين كتاب را سرسرى مطالعه نخواهيد كرد; بلكه به عكس روى تمام جمله بندى ها و تعبيرات و حتّى كلمات آن دقّت مى كنيد و اگر جمله اى از آن را نفهميديد ساعت ها و شايد روزهاى متوالى هر موقع كه فرصت كرديد روى آن برمى گرديد تا معنى و مفهوم آن براى شما روشن شود چرا كه نويسنده آن يك فرد عادى نيست بلكه دانشمند بزرگى است كه كلمه اى را بى حساب نمى نويسند. ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
چرا براى شناسايى آفريدگار جهان فكر و مطالعه مى كنيم؟
1- عشق به آگاهى و آشنايى به جهان هستى، در درون جان همه ما است. همه ما به راستى مى خواهيم بدانيم: اين آسمان بلندپايه، با اختران زيبايش اين زمين گسترده با مناظر دل فريبش اين موجودات رنگارنگ، پرندگان زيبا، ماهيان گوناگون، درياها و كوه ها، شكوفه ها و گل ها، انواع درختان سر به آسمان كشيده و... خود به خود به وجود آمده اند، يا اين نقش هاى عجيب به دست نقاشى ماهر و توانا و چيره دست، كشيده شده است؟... ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/05/17 ] [ ] [ ]
[ ]
|
|
| www.tavakkol.blogfa.com |